سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

حمل اثاثیه منزل هشتگرد تهران فرهادی
 
قالب وبلاگ
آخرین مطالب
لینک دوستان


[ یادداشت ثابت - جمعه 92/3/11 ] [ 2:33 عصر ] [ رسول فرهادی ] [ نظرات () ]

بگویید روی سنگ قبرم بنویسند :
اگر تنها نبود ، شاید اینجا قبری نبود …
.
.

رفته ای اما رد پایت مانده ست در من
کنار تنهایی ام قدم میزند بی من …
.
.
چرا بودنت راست و ریست نمی شود ؟
من که تمام پازل های تنهایی ام را درست چیده ام ؟!؟!
.
.
تنهایی یعنی فکر کردن به اینکه اون الان کجاست ؟
.
.
یه کم با من راه بیا ؛ تنهایی به جایی نمی رسم !
.
.
وقتی همه را شبیه او می بینی ؛ عاشق هستی
وقتی که او را شبیه همه می بینی ؛ تنها هستی !
.
.
میخواهم از درد بگریزم ولی درد بدون من تنها میماند ؛ که این خود درد دیگری است !
.
.
چنان دستانم از گره های دستانت تهی گشته که من این یخ زده ها را “ها” میکنم از تنهایی هر شب.

تنها تنهایی است که بی تو به من می آید …
.
.
و تو هیچگاه نخواهی فهمید که من با یاد همان دقایقی که کنار هم بودیم ، سال هایی را که بی تو گذشت زنده مانده ام !
.
.
قشنگترین اتفاق ذهنم حادثه ی شنیدن صدای تو بود …
چقدر تنهایم وقتی گاهی کم می شوی …
.
.
اونکه میخواست منو بفهمه نتونست !
اونکه میتونست بفهمه نخواست !
این شد که “تنهایی” تمام قد منو بلعید !!!
.
.
فلسفه ی تنهایی را هرچقدر هم خوب ببافند ، بی قواره بر تن آدم زار می زند …
.
.
دهان تنهائیم آب می افتد برای یک قطره بودنت !
.
.
تنهایی قشنگتریـن و بی منت ترین حس دنیاست چون برای داشتنش نیاز به هیچکس نداری …
.
.
زندگی پر است از گره هایی که تو آن را نبسته ای اما باید تمام آنها را به تنهایی باز کنی ، تنهای تنها …
.
.
“من” یک نقطه دارد ؛ من تنها هستم !
“تو” دو نقطه دارد پس تنها نیستی !!!
.
تنهایی یعنی همیشه سر به سر شیشه میگذارم و اشکهایم جاری میشوند بر سینه ی پنجره …
.
.
دنیا تنهایی های زیادی داره اما تنهایی من دنیایی داره …

تنهایی یعنی وقتی‌ پرستار گفت : همراه بیمار … ولی کسی‌ نبود جواب بده !
آهسته گفتم : ببخشید کسی‌ همراه من نیست …
من تنهـــــــــــام …
.
.
تــــنـــهـــا بودم که یکی تنهاترم گذاشت و رفت !
.
.
تنهایی یعنی …
من برای من کمم … برای ما زیاد …
.
.
چرا میگویند “ها” علامت جمع است درحالی که وقتی آنرا با “تن” جمع میکنی … ؟ً!؟!؟!؟!
.
.
تنهایی ، شاخه ی درختی ست پشت پنجره ام …
گاهی لباسِ برگ میپوشد ، گاهی لباسِ برف …
اما همیشه هست !
.
.
تنهایی یعنی سیر ترشی ات را بخور … بوسه ای در کار نیست !
.
.
فاصله یا تو چه فرقی می کند ؟
هر دو مرا یاد یک چیز می اندازد … تنهایی …
.
.
نبودنت را پا برهنه قدم میزنم ، با زمین هم کنار نمی آید تاول این انگشت ها …
از اول هم می دانستم کفش تو تنگ است برای تنهایی بزرگ پاهایم

 

 

                                                                                                                                                                             از درد تنهایی بمیر اما زاپاس عشق کسی نشو ؛ غرور تنهایی خیلی با ارزشتر از این حرفاست …
.
.
تنهایی یعنی …
همیشه سر به شیشه میگذارم و اشکهایم جاری میشوند بر سینه پنجره …
.
.
“تنها” که باشی ؛ نه دلت دستمالی میشود و نه خیالت انحصاری …
.
.
وقتی تنها باشی از تعطیل بودن هیچ روزی ذوق نمی کنی ! همیشه تو تعطیلات تنهایی آدم چندین برابر میشه …
.
.
تنهایی های من دو نفره است …
یا با تو ، یا با خیال تو !
.
.
عمریه تنهاییامو توی آیینه میبینم
پشت به عکسهای قشنگت رو به پنجره میشینم …
.
.
گاهی تنها ماندن بهای آدم ماندن است !
.
.
هنوز تا آمدنت خیلی مانده …
وقت دارم لباس عوض کنم ، یک لیوان چای بنوشم و چند کتاب بخوانم و احتمالا یک عمر به تنهایی زندگی کنم …
.
.
رابطه هایی که “تنهایی” دلیل شکل گیریشون میشه ، عاقبتشون دوباره “تنهایی” میشه

 

 

 

خدایا هیچ تنهایی رو اونقدر تنها نکن که به هر بی لیاقتی بگه عشقم !
.
.
از یک گوشه ی اتاق به گوشه ی دیگر سفر می کند …
تمام فاصله اش تا من همیشه همین قدر است … تنهایی !
.
.
یه وقتایى حس آخرین بیسکویت مونده تو بسته ساقه طلایی رو دارم !
شکسته و تنها …
.
.
اینجا ؛ احساس ، فروشی شده …
عشق ، اجاره ای شده …
و تنهایی هم برای ما آدم شده …
.
.
تنها?? ?عن? ا?رانسلت رو به جا? 144 با 141 شارژ کن? !

[ یادداشت ثابت - دوشنبه 92/3/7 ] [ 10:51 عصر ] [ رسول فرهادی ] [ نظرات () ]


[ یادداشت ثابت - سه شنبه 92/2/18 ] [ 9:12 صبح ] [ رسول فرهادی ] [ نظرات () ]

بابام داشت روزنامه ورزشی میخوند یهو دیدم بغضش ترکید، گفتم چی شده؟ گفت: داشتم روزنامه میخوندم دیدم نوشته «سردار رویانیان به همراه سردار زارع برای صحبت کردن رفتن پیش سردار عزیز محمدی»، یهو یاد عملیات فتح المبین افتادم!

تازه سردار آجرلو (مدیرعامل استیل آذین) و سردار جعفری (مدیر عامل تراکتور) و سردار اولیایی (مدیرعامل پاس)
پشت خاکریز گیر افتاده بودن و به جلسه نرسیدن!!!!!

******************************

جالب است هواپیمای جاسوسی آمریکا با این همه سیستم رادار گریز و… شناسایی و شکار می‌شود ولی کاروان مواد مخدر وارد کشور می‌شود
[روزنامه خراسان - ستون حرف مردم]

******************************

یه زن و شوهر رو تخت خوابیده بودن، خانومه که داشت خواب می دید ناغافل فریاد میکشه : “شوهرم اومد…” مرد بیچاره از خواب می پره و دستپاچه خودشو پرت میکنه زیر تخت !!

******************************

زمانى که ما مدرسه مى رفتیم، یک نوع املاء بود به نام ‘املاء پاتخته اى’ ، در نوع خودش عذابى بود الیم! براى کسى که پاى تخته مى رفت یه حسى داشت تو مایه هاى اعدام در ملاءعام.. و براى همکلاسى هاى تماشاچى چیزى بود مصداق تفریح سالم..

******************************

همه ما یه جورایی یه زمانی جز اقلیت های هندی بودیم ؛
.چون همه مون یه روزی یه گاوی رو به عنوان عشق می پرستیدیم !!!

******************************

ـ دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم  باشی و وقتی نیست چیزی توی زندگیت  کم باشه
ـ دوست یعنی اون جمله های ساده و بی  منظوری که میگی و خیالت راحته که  ازش هیچ سوء تعبیری نمی شه
ـ دوست یعنی یه دل اضافه داشتن برای  اینکه بدونی هر بار دلت می گیره  یه دل دیگه هم دلتنگ غمت می شه
ـ دوست یعنی وقت اضافه ؛ یعنی تو  همیشه عزیزی حتی توی وقت اضافه
ـ دوست یعنی تنهایی هام رو می سپرم  دست تو چون شک ندارم می فهمیش
ـ دوست یعنی یه راه دو طرفه? یه قدم  من یه قدم تو ؛ اما بدون شمارش و  حساب و کتاب
ـ دوست یعنی من از بودنت مفتخر و  سربلندم نه سر به زیر و شرمنده

ادعا نمی کنم که همیشه به یاد  دوستانم هستم ولی ادعا می کنم که  لحظاتی که به یادشون نیستم هم  دوستشون دارم


[ یادداشت ثابت - جمعه 92/2/14 ] [ 2:5 عصر ] [ رسول فرهادی ] [ نظرات () ]

 

گاهی عمر تلف میشود ؛

به پای یک احساس ….

گاهی احساس تلف میشود ؛

به پای عمر !

و چه عذابی میکشد ،

کسی که هم عمرش تلف میشود ؛

هم احساسش ........

برای نمایش بزرگترین اندازه کلیک کنید


گاهی لحظه های سکوت

پرهیاهو ترین دقایق زندگی هستند

مملو از آنـچه می خواهیم

بگوییم ولی نمی توانیم بگوییم …

برای نمایش بزرگترین اندازه کلیک کنید





آری از پشت کوه آمده ام !!!

چه میدانستم این ور کوه باید برای ثروت حرام خورد

برای عشق خیانت کرد

برای خوب دیده شدن دیگری را بد نشان داد

برای به عرش رسیدن دیگری را به فرش کشاند

وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را می پرسم

می گویند: از پشت کوه آمده...

ترجیح میدهم به پشت کوه برگردم

و تنها دغدغه ام سالم برگرداندن گوسفندان از دست گرگها باشد !

تا اینکه این ور کوه باشم و گرگ...





[ شنبه 92/2/14 ] [ 8:14 عصر ] [ رسول فرهادی ] [ نظرات () ]
          

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
آرشیو مطالب
امکانات وب



بازدید امروز: 0
بازدید دیروز: 4
کل بازدیدها: 7720